دیکشنری فارسی

interprets

UKintəːprits USın'tə:prəts

معنی فارسی

تفسير کردن معني کردن تعبير کردن مترجمي کردن ترجمه زباني کردن

واژه‌های دیگر با معنی «تفسير کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن