kenspeckle معنی فارسی روشن واضح معلوم واژههای دیگر با معنی «روشن» clear روشن، اشکار، واضح clearable روشن، اشکار، واضح unclouded روشن، اشکار، واضح unimpeded روشن، اشکار، واضح unobstructed روشن، اشکار، واضح unsubtle روشن، اشکار، واضح perspicuous روشن، واضح، دريافتني lucid روشن، واضح، درخشان vivid روشن، روشن : واضح، زنده lucent روشن، درخشان، نيم شفاف