make havoc with معنی فارسی ويران کردن خراب کردن واژههای دیگر با معنی «ويران کردن» ruinate ويران کردن، خراب کردن، منهدم کردن devastate ويران کردن، خراب کردن، تاراج کردن ravage ويران کردن، غارت کردن، تاخت وتازکردن desolate ويران کردن، ازابادي انداختن، پريشان کردن demolish ويران کردن، خراب کردن، فروريختن rase پاک ويران کردن، بکلي خراب کردن، بردن raze پاک ويران کردن، بکلي خراب کردن، بردن raze or rase پاک ويران کردن، بکلي خراب کردن vandalize اثار هنري و تاريخي را ويران کردن، خرابگري کردن. destroy خراب کردن، ويران کردن، فرو ريختن