out door معنی فارسی بيرون ، بيروني ، صحرايي ، در هواي آزاد انجام شده واژههای دیگر با معنی «بيرون» out بيرون، در رفته، جابجاشده outside بيرون، ظاهر، بيرون محيط outward bound بيرون رو، عازم بيرون، روانه بيرون outwardly در بيرون، ظاهرا، برحسب ظاهر bakkat به بيرون، بيروني (تکواندو) efferent بيرون بر outwards سوي بيرون، بطرف بيرون، روبه بيرون underslung بيرون زده، داراي فنر در زير محور mofussil بيرون شهر، دهات extruder بيرون آور