دیکشنری فارسی

paragon

UKpærəgən US'perə'gɔn

معنی فارسی

نمونه ، سرمشق ،

الماس کامل سد قيراط ببالاوزن داشته باشد ،

برابرکردن

معنی کامل و مثال‌ها

/par´ǝ gän´, -gǝn/n., vt.

نمونه‌ی کامل، نمونه‌ی عالی، ابر سنجه، سرمشق، ابر مونه

a paragon of virtue

نمونه‌ی کامل زهد و تقوا

his father was a paragon of generosity and honesty

پدرش خدای سخاوت و درستکاری بود.

الماس عالی (به وزن صد قیراط یا بیشتر)

مروارید غلتان، مروارید درشت و گرد

(شعر قدیم) مقایسه کردن، هم سنجی کردن

(شعر قدیم) برابری کردن، از جلو (کسی) درآمدن

(مهجور) برتر بودن، جلو زدن، پیش افتادن

ریشه و کاربرد

ریشه

From Greek 'paragōn' (model, pattern).

مثال

  • She was considered a paragon of beauty.
  • The company strives to be a paragon of customer service.
  • He is a paragon of virtue and integrity.

ترکیب‌های رایج

Paragon of beauty Paragon of virtue Paragon of customer service Paragon of excellence

تعریف انگلیسی

noun
  1. an ideal instance; a perfect embodiment of a concept
  2. model of excellence or perfection of a kind; one having no equal

مترادف‌ها

noun
Model, pattern, masterpiece, nonesuch, pink, beau ideal.

واژه‌های دیگر با معنی «نمونه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن