دیکشنری فارسی

pastes

UKpeists USpeısts

معنی فارسی

خمير ، چسب ، سريش ، گل يا خمير ،

چسبي که از آرد و آب بسازند

چسباندن ، الصاق ، الصاق کردن ،

واژه‌های دیگر با معنی «خمير»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن