penetract معنی فارسی راه يافتن نفوذ کردن رخنه کردن سوراخ کردن شکافتن واژههای دیگر با معنی «راه يافتن» penetrate راه يافتن، رخنه کردن، نفوذ کردن infiltrate تراوش کردن، کم کم راه يافتن، نفوذ کردن accede دست يافتن، رسيدن، راه يافتن pierce سوراخ کردن، رخنه کردن در، راه يافتن در creep خزيدن، سينه مال رفتن، جنبيدن accedence جلوس کردن، نائل شدن، رضايت دادن pervade پخش شدن در، پرکردن، منتشر شدن در pervasively پخش شدن در، پرکردن، منتشر شدن در