pent
USpent
معنی فارسی
محصور پابست بسته
معنی کامل و مثالها
/pent/vt., adj.
● زمان گذشته و اسم مفعول: pen
● (معمولا با: up) محبوس، زندانی
he was pent up for ten years
او ده سال در زندان بود.
● (احساسات و غیره) فرو خورده، سرکوب شده
she could no longer control her pent-up feelings
او دیگر قادر نبود که احساسات سرکوب شدهی خود را مهار کند.
تعریف انگلیسی
adjective
- closely confined