presageful معنی فارسی نحس ، نا خجسته ، مشئوم ، شوم ، حاکي از فال بد واژههای دیگر با معنی «نحس» ominous نحس، ناخجسته، مشئوم inauspicious نحس، شوم، ناخجسته infortune ستاره نحس بهرام يا کيوان و گاهي تير، بد اختري، بدبختي sinister واقع در طرف چپ، نحس، منحوس star crossed بدشانس، داراي ستاره نحس. naysayer آدم منفي باف، کسيکه هميشه ميگويد نه، آيه ي نحس fatal کشنده، هلاهل، وخيم ومخرب ill omened شوم، مشئوم، ناخجسته unlucky بد بخت، تيره بخت، بخت برگشته feral وحشي، غيراهلي، کشنده