procarp معنی فارسی پيش بر معنی کامل و مثالها /prō´kärp´/n.● (برخی خزهها و جلبکها) پیش بر واژههای دیگر با معنی «پيش بر» feed roller غلتک پيش بر. feed hole سوراخ پيش بر. previsional مبني بر پيش بيني pre establish از پيش بر قرار کردن circumvent باحيله پيش دستي کردن بر، گول زدن، گيرانداختن circumventive باحيله پيش دستي کردن بر، گول زدن، گيرانداختن interplead پيش از اقامه دعوا بر کسي با هم دعواي حقوقي، را خاتمه دادن foreshown از پيش نشان دادن، از پيش دلالت کردن بر، پيشگويي کردن presignify پيشگويي کردن، از پيش مشعر بودن بر. forerun پيش از (کسي) رفتن، پيشرو (کسي) بودن، پيش قدم بودن بر