دیکشنری فارسی

presignify

معنی فارسی

پيشگويي کردن، از پيش مشعر بودن بر.

معنی کامل و مثال‌ها

/prē sig´nǝ fī´/vt.

(از پیش) حاکی بودن، دلالت داشتن، معنی دادن، مشعر بودن

مترادف‌ها

verb active
Prefigure, foreshow, preshow, foretoken, foreshadow, portend, augur, betoken.

واژه‌های دیگر با معنی «پيشگويي کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن