forespeak
معنی فارسی
پيشگويي کردن، از پيش خبر دادن،
قبلا اماده کردن.
رزرو کردن، پيشگزين کردن
معنی کامل و مثالها
/fôr spēk´/vt.
● (نادر)
● پیشگویی کردن
● رزرو کردن، پیشگزین کردن
پيشگويي کردن، از پيش خبر دادن،
قبلا اماده کردن.
رزرو کردن، پيشگزين کردن
/fôr spēk´/vt.
● (نادر)
● پیشگویی کردن
● رزرو کردن، پیشگزین کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن