دیکشنری فارسی

forespeak

معنی فارسی

پيشگويي کردن، از پيش خبر دادن،

قبلا اماده کردن.

رزرو کردن، پيشگزين کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/fôr spēk´/vt.

(نادر)

پیش‌گویی کردن

رزرو کردن، پیش‌گزین کردن

واژه‌های دیگر با معنی «پيشگويي کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن