دیکشنری فارسی

quaky

UKkweikiː

معنی فارسی

لرزيدن تکان خوردن

معنی کامل و مثال‌ها

/kwāk´ē/adj.

● لرزان، لرزنده

واژه‌های دیگر با معنی «لرزيدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن