دیکشنری فارسی

ravaging

UKrævidʒiŋ US'rævıdʒıŋ

معنی فارسی

ويران کردن غارت کردن تاخت وتازکردن خرابي

تعریف انگلیسی

adjective
  1. plundering with excessive damage and destruction
  2. ruinously destructive and wasting “a ravaging illness”

واژه‌های دیگر با معنی «ويران کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن