دیکشنری فارسی

remoter

معنی فارسی

دور ، پرت ، دور دست ، دور افتاده

آينده ،

بعيد ، کوچک ، کم ، جزئي

سرد ، غريبانه ، بي اعتنا (در معاشرت)

واژه‌های دیگر با معنی «دور»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن