دیکشنری فارسی

retaliated

UKritælieitid USrı'tælı'eıtıd

معنی فارسی

تلافي کردن عيناپس دادن برگرداندن تلافي دراوردن معامله بمثل کردن

واژه‌های دیگر با معنی «تلافي کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن