دیکشنری فارسی

saved

UKseivd USseıvd

معنی فارسی

رهانيدن رهايي دادن نجات دادن پس انداز کردن کنارگذاشتن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. rescued; especially from the power and consequences of sin “a saved soul”
  2. guarded from injury or destruction

واژه‌های دیگر با معنی «رهانيدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن