set taut معنی فارسی محکم کردن سفت کردن واژههای دیگر با معنی «محکم کردن» cleco fastener وسيله اي مانند فنر براي محکم کردن صفحات، فلزي به يکديگر تا اتمام مراحل پرچکاري grasp گرفتن، محکم کردن، دريافتن tighten سفت کردن، محکم کردن، تنگ کردن fix کارگذاشتن، محکم کردن، استوارکردن unsexing کارگذاشتن، محکم کردن، استوارکردن consolidation تحکيم، محکم کردن، سفت کردن fasten بستن، محکم کردن، سفت کردن fixate تثبيت کردن، محکم کردن، متمرکز کردن. make tight سفت کردن، محکم کردن، تنگ کردن o peg down ميخ زدن، با ميخ محکم کردن