دیکشنری فارسی

shuddering

UKʃʌdəriŋ US'ʃʌdərıŋ

معنی فارسی

لرزيدن مشمئز شدن لرز تنفر

تعریف انگلیسی

adjective
  1. shaking convulsively or violently

مترادف‌ها

noun
Trembling, tremor, horror.

واژه‌های دیگر با معنی «لرزيدن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن