دیکشنری فارسی

steed

UKstiːd USsti:d

معنی فارسی

اسب توسن

معنی کامل و مثال‌ها

/stēd/n.

● (ادبی) اسب، سمند، مرکب، توسن، شولک

تعریف انگلیسی

noun
  1. (literary) a spirited horse for state or war

مترادف‌ها

noun
(Poetical.) Horse (especially a warhorse), charger.

واژه‌های دیگر با معنی «اسب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن