دیکشنری فارسی

straggler

UKstræglər

معنی فارسی

سرگردان اواره ولگرد.

مترادف‌ها

noun
1. Wanderer, rover.
2. Rambler, strayer, stroller, vagrant, vagabond, nomad, bird of passage.

واژه‌های دیگر با معنی «سرگردان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن