straightforwards معنی فارسی راست ، درست ، بي پرده ، رک ، سر راست ، آسان ، ساده ، بي پيچ و خم واژههای دیگر با معنی «راست» right راست، درست، صحيح true راست، درست، صحيح plain dealing راست، بازي، سوداي درست upright راست، عمودي، درست straightforward راست، درست، بي پرده forthright راست، رک، مستقيم straight راست، مستقيم، درست straightish راست، مستقيم، رک apeak راست، (به طور) عمودي veridical راست، مطابق با واقع