دیکشنری فارسی

straying

UKstreiiŋ US'streııŋ

معنی فارسی

آواره سرگردان ولگرد راه گذر پراکنده تک توک جانور ولگرد

تعریف انگلیسی

adjective
  1. unable to find your way “found the straying sheep”

واژه‌های دیگر با معنی «آواره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن