دیکشنری فارسی

subsection

UKsʌbsekʃən

معنی فارسی

بخش جز قسمت فرعي

معنی کامل و مثال‌ها

/sub´sek´shǝn/n.

● زیر بخش، قسمت فرعی، (کتاب) بخشی از فصل

تعریف انگلیسی

noun
  1. a section of a section; a part of a part; i.e., a part of something already divided

واژه‌های دیگر با معنی «بخش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن