دیکشنری فارسی

tailed

UKteild USteıld

معنی فارسی

دم دنبه دنباله عقب پايين ساقه پشت خط

معنی کامل و مثال‌ها

/tāld/adj.

● (معمولا در ترکیب) دارای دم بخصوص

long tailed

دم دراز

bobtailed

دم بریده

تعریف انگلیسی

adjective
  1. having a tail of a specified kind; often used in combination

واژه‌های دیگر با معنی «دم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن