to be down up معنی فارسی حمله کردن بر سخت گرفتن بر بسختي رفتارکردن با واژههای دیگر با معنی «حمله کردن بر» attack حمله کردن بر، دست گرفتن، مبادرت کردن به assail حمله کردن بر، هجوم آوردن بر assault حمله کردن بر، يورش، حمله invade تاخت و تاز کردن، هجوم کردن بر، حمله کردن بر raid تاخت وتاز، تاخت، حمله harass بستوه اوردن، عاجزکردن، اذيت کردن