to show up معنی فارسی نشان دادن رسوا کردن لودادن جلوه گر شدن واژههای دیگر با معنی «نشان دادن» indicate نشان دادن، اشاره کردن بر، دلالت کردن بر show نشان دادن، نمودن، ابرازکردن exhibit نشان دادن، نمايش دادن، ارائه دادن evince نشان دادن، معلوم کردن، ابرازنمودن playoff نشان دادن فيلم، مسابقه ي قهرماني، مسابقه ي پاياني براي تعيين تيم قهرمان pretypify قبلا نشان دادن، قبلا اعلام کردن. pragmatize واقعي نشان دادن، موافق دلائل عقلي تعبير کردن foreshow از پيش نشان دادن، پيشگويي کردن، از پيش دلالت کردن بر foreshown از پيش نشان دادن، از پيش دلالت کردن بر، پيشگويي کردن prefigure از پيش نشان دادن، از پيش تصور کردن