دیکشنری فارسی

trailing

UKtreiliŋ US'treılıŋ

معنی فارسی

دنباله ، (در توپ) گاو اهن ، خط ، اثر ، جاپا ، پي ،

رد ، جاده (بياباني)

تعریف انگلیسی

noun
  1. the pursuit (of a person or animal) by following tracks or marks they left behind

واژه‌های دیگر با معنی «دنباله»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن