tussling UKtʌsliŋ معنی فارسی نزاع (کردن) واژههای دیگر با معنی «نزاع (کردن)» tussle نزاع (کردن) wrangle دادوبيدادکن، مشاجره کردن، نزاع کردن flite دادوبيدادکردن، مشاجره کردن، نزاع کردن brangle داد و بيداد (کردن)، قيل وقال (کردن)، نزاع (کردن) brawl داد و بيداد (کردن)، قيل وقال (کردن)، نزاع (کردن) brawlingly داد و بيداد (کردن)، قيل وقال (کردن)، نزاع (کردن) altercate ستيزه کردن، مجادله کردن، مشاجره نمودن squabble ستيزه، داد و بيداد، نزاع مختصر scuffle نزاع، غوغا، کشمکش jar بلوني، کوزه دهن گشاد، سبو