دیکشنری فارسی

unsteel

معنی فارسی

سست کردن ناپولادين کردن ضعيف کردن نامصمم کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/-stēl´/vt.

سست کردن، ناپولادین کردن، ضعیف کردن، نامصمم کردن

واژه‌های دیگر با معنی «سست کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن