دیکشنری فارسی

vasty

معنی فارسی

بزرگ وسيع انبوه پهناور.

معنی کامل و مثال‌ها

/vas´tē/adj.

(قدیمی) رجوع شود به: vast

واژه‌های دیگر با معنی «بزرگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن