دیکشنری فارسی

waygoing

معنی فارسی

عازم در حال رفتن عزيمت رهسپاري

معنی کامل و مثال‌ها

/wā´gō´iŋ/adj., n.

● (اسکاتلند)

● عازم، در حال رفتن

● عزیمت، رهسپاری

واژه‌های دیگر با معنی «عازم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن