آرزو معنی انگلیسی aspiration desideratum desire dream expectation wish yearning yen واژههای انگلیسی با این معنی appetence or tency آرزو، ميل، تمايل longing آرزو، اشتياق، آرمان object of d. آرزو، کامه، مراد yearning آرزو، حسرت، ويار yearn آرزو کردن، اشتياق داشتن aspire آرزو داشتن، بلند پروازي کردن، بالا رفتن aspiringly آرزو داشتن، بلند پروازي کردن، بالا رفتن craving آرزو - اشتياق ideally مطابق آرزو يا کمال مطلوب، به طور کامل، فکراً forbidden fruit چيزي که به واسطه ممنوع بودن انسان بدان آرزو، ميکند orexis اشتها، آرزو، ميل ideal کمال مطلوب، غايت آرزو، هدف زندگي hunger گرسنگي، (مج) آرزو، اشتياق optatively بصيغه تمني، بطور آرزو unwish از آرزوي خود منصرف شدن، آرزو نکردن aspiration نفس کشي، تنفس، آرزو appetence ميل طبيعي، رغبت، آرزو wish خواستن، ميل داشتن، آرزو داشتن breathing دم زني، دم کشي، دم برآوردن aspirant خواهنده، جويا، طالب