از دست دادن معنی انگلیسی lapse lose sacrifice waste واژههای انگلیسی با این معنی miss از دست دادن، از دست رهاکردن، نگرفتن overslip از دست دادن، گريختن از پيش overbalance موازنه را از دست دادن، افتادن، سنگين تر بودن از dehumanization از دست دادن صفات انساني. overscan از دست دادن متن در پايان خط وقتي که، کامپيوتر و مانيتور بدرستي با هم سازگار، نيستند take gas از دست دادن کنترل و به زير موج رفتن، (موج سواري) lodd of down از دست دادن امتياز فرود به علت پنالتي spodo- پيشوندي است بمعني از ((دست دادن مواد)) ((تلف کردن))، که بکلمات ديگر ميچسبد. lose گم کردن، از دست دادن، تلف کردن lose ground عقب افتادن، فرصت خود را از دست دادن. bobble ناشيانه گرفتن توپ (بيس بال)، براي لحظه اي توازن را از دست دادن (اسکي، روي آب) unhand رها کردن، ول کردن، از دست دادن forfeit جريمه، تاوان، ضبط شده wither خشک شدن، پژمرده شدن، چوروک شدن yield دادن، بار آوردن، بهره دادن giveaway دست بدست دادن عروس و داماد، بخشيدن، فاش کردن overbid بيشترپيشنهاد دادن از، روي دست (کسي) رفتن، بيشتروعده دادن از outbid بيشترپيشنهاد دادن از، روي دست (کسي) رفتن، بيشتر وعده دادن از outbidden بيشترپيشنهاد دادن از، روي دست (کسي) رفتن، بيشتر وعده دادن از dip dodge رد شدن از حريف با تغيير دادن چوب لاکراس، به دست ديگر