از پهلو معنی انگلیسی broadside edgeways واژههای انگلیسی با این معنی sideling از پهلو، يک بري، کج مايل sidewards از پهلو، يک بري sideways از پهلو، يک بري sidling (sideling) از پهلو، يکوري، کج lateralrelationship نسبت در خط افقي از پهلو، از کناربري lateral pass پاس توپ فوتبال از پهلو. sidearm با حرکت دست از پهلو به جلو slide slip سردادن هر دو اسکي با هم از پهلو boatel کشتي بزرگ مسافربري که پهلو گرفته و از آن، به عنوان هتل استفاده ميکنند .، هتل ساحلي داراي حوضچه براي پهلوگيري side arm اسلحه کمري، از پهلو، کمري. sidle يک بر راه رفتن، از پهلو رفتن sideswipe پهلو زدن به، برخورد کردن به پهلوي چيزي.، تصادف يا ضربه ي از پهلو stockli استاکلي، حرکت روي خرک از انتها به وسط، يا بعکس با دايره زدن ژيمناست از پهلو side ward يک بري، پهلويي، ضلعي sideway غير مستقيم، يک طرفه، فرعي sideward يک ور، پهلويي، ضلعي skim کف گرفتن از، سر شيرگرفتن از، سبک گذشتن از stitch بخيه، دوخت، شلال