از پیش خبر دادن معنی انگلیسی forebode واژههای انگلیسی با این معنی foreshadow از پيش خبر دادن، نشان دادن، نمونه بودن از portend از پيش خبر دادن، پيشگويي کردن، حاکي بودن از forespeak پيشگويي کردن، از پيش خبر دادن، قبلا اماده کردن. predict پيش گويي کردن، از پيش خبر دادن، بعلم غيب گفتن typified نمونه (چيزي) بودن، نمونه بودن از، رمز بودن از typifier نمونه (چيزي) بودن، نمونه بودن از، رمز بودن از typifies نمونه (چيزي) بودن، نمونه بودن از، رمز بودن از typify نمونه (چيزي) بودن، نمونه بودن از، رمز بودن از forerun پيش از (کسي) رفتن، پيشرو (کسي) بودن، پيش قدم بودن بر omen فال، نشانه، علامت