ازدحام معنی انگلیسی confluence cram crush mob press rabble rush swarm throng واژههای انگلیسی با این معنی rabblement ازدحام، توده مردم پست.، اوباش sserry ازدحام کردن، بهم فشردن، بهم چسبيدن. ochlophobia ازدحام هراسي host گروه، ازدحام، دسته inrush حمله بدرون، ازدحام، سوي درون hive کندو، ازدحام، گروه hoi polloi توده مردم، ازدحام. scrouge هجوم اوردن، ازدحام کردن mob توده، جمعيت، ازدحام affluence ريزش، هجوم، ازدحام affluently ريزش، هجوم، ازدحام throng گروه، جمعيت، ازدحام rabble توده، طبقات پست، ازدحام crowd گروه، جمعيت، ازدحام crush له کردن، خردکردن، شکست دادن granulize له کردن، خردکردن، شکست دادن