امانت معنی انگلیسی honesty probity safekeeping trust trustworthiness custody واژههای انگلیسی با این معنی trusteeship امانت، امانت داري، توليت trusteedhip امانت، امانت داري trustee امانت دار، امنا، امين depositary امانت دار، سپرده نگهدار depositor امانت گذار، امانت سپار، سپرده گذار consignment امانت فرستي، ارسال، کالاي فرستاده consignor امانت فرستنده، حمل کننده، فرستنده کالا abuse of confidence خيانت در امانت have custody of امانت نگهداشتن deed of trust سند توديع امانت، سند استيفاي دين از ملک رهني deposit with someone نزد کسي امانت گذاردن، ايداع کردن trust company شرکت امين يا امانت دار، بانکي که امانات وسپرده ها را نيز نگهميدارد. breach of trust خيانت درقيوميت يا امانت keep in trust به عنوان امانت نگهداري کردن چيزي parcel بسته، امانت، امانت پستي deposit سپرده، امانت، بيعانه fideism اعتماد، امانت، اطمينان. given in trust اماني، به امانت implied trust مسئوليت فرضي، امانت فرضي، حالتي است که کسي به حکم مندرج در قانون bailee تحويل گيرنده، امانت ستان safe deposit گاوصندوق، صندوق اهن مخصوص امانت اشياء گرانبها. safekeeping حفاظت، حفظ چيزي از خطر وغيره، امانت. dishonest نادرست، نادرستکار، بي امانت despitefully ازروي کينه، ازروي دشمني، با امانت