اندودن معنی انگلیسی coat cover overlay plate weatherize واژههای انگلیسی با این معنی mudslinging اندودن، الودن، ماليدن smear اندودن، الودن، ماليدن overlay اندودن، پوشيدن، روکش کردن splodge اندودن، ماليدن (با)، بد رنگ کردن splotch اندودن، ماليدن (با)، بد رنگ کردن daub اندودن، ماليدن (با)، بدرنگ کردن daubingly اندودن، ماليدن (با)، بدرنگ کردن overlaid اندودن، پوشيدن، روکش کردن recoat دوباره اندودن، از سر رنگ زدن scumble با رنگ تيره اندودن، ملايم کردن، ملايمت (در رنگ) parge با گچ يا ساروج اندودن، درزگيري کردن encrust باورقه اي ازچيزديگرپوشاندن، اندودن، خاتم کاري کردن besmear الودن، اندودن، ملوث کردن besmirch الودن، اندودن، لکه دار کردن pitch زفت، با زفت اندودن، زفت اندود کردن seesawed زفت، با زفت اندودن، زفت اندود کردن glycerinate گليسرين زدن، باگليسرين اندودن، گليسرين ماليدن kyanize داراشکنه زدن، باداراشکنه اندودن براي جلوگيري ازپوسيدگي bedaubing الودن، ملوث کردن، اندودن bedaub الودن، ملوث کردن، اندودن weatherize عايقبندي کردن، عايق گذاري کردن، نارسانا کردن incase etc در جعبه گذاشتن، در لفاف گذاشتن، پوشاندن silver plate نقره اندود، اب نقره، ظرف نقره copper مس، ديگ مس، پشيز