بدتر
معنی انگلیسی
worse
واژههای انگلیسی با این معنی
- worse off بدتر شدن، وخيم تر شدن
- aggravate بدتر کردن، شديد (تر) کردن، سنگين کردن
- aggravatingly بدتر کردن، شديد (تر) کردن، سنگين کردن
- pejorate بدتر کردن، پست کردن
- much worse خيلي بدتر
- still worse ديگه بدتر
- aggravative بدتر شونده، مايه تشديد
- aggravator بدتر کننده، شديد کننده
- aggravation تبديل به بدتر، تشديد، سخت کردن
- living death زندگي بدتر از مرگ
- worst بدترين، بدتر از همه
- relegate تبعيد کردن، بجاي بدتر فرستادن، پرت کردن
- imbitter تلخ کردن، ناگوار کردن، بدتر کردن
- deformation بد شکلي، بد ترکيبي، بدتر شدگي
- twat کس، فرج، هرجانه بدتر
- underachieve در آموزش موفقيت کمتري داشتن، کم آموز بودن، کم آموزي کردن
- relegation تبعيد، دور سازي، بر گماري بکار پست تر
- sorrier متاسف، غمگين، پشيمان
- sorriest متاسف، غمگين، پشيمان
- sorriness متاسف، غمگين، پشيمان
- sorry متاسف، غمگين، پشيمان