بر معنی انگلیسی against atop at breast fruit ob- off on onto shuffle side sur- to upon واژههای انگلیسی با این معنی against بر ضد، مخالف، برعليه febrifnge تب بر، ضدتب، داروي تب بر nonagon نه بر، نه پهلو، نه ضلعي thereon بر آن، براين، روي آن antipyresis تب بر، داروي تب بر antipyretic تب بر، داروي تب بر boneset تب بر، اذان الحمار antifebrile تب بر، ضد تب febrifugal تب بر، ضد تب. shuffle بر زدن، بهم اميختن، اين سووان سو و حرکت دادن lumberjack چوب بر، کسيکه الوار وتير اره ميکند.، پالتو کوتاه lymphatic لنف بر، لمفاتيکي، بلغمي purse bearer کيف بر، تحويلدار، کسيکه کيف مهربزرگ را ميبرد pentagon پنج بر، پنج پهلو، پنج گوشه pentagonal پنج بر، پنج پهلو، پنج گوش recurrence بر گشت، عود، دورزني multilateral چند بر، چند پهلو، کثير الاضلاع reflux بر گشت، جزر، جريان قهقرائي significative OF دال بر، حاکي از، مشعر بر inheritor ارث بر، ميراث بر، وارث fie upon واي بر، اف بر، تف بر lumber man چوب بر، الوار درست کن colter علف بر، کاردگاو اهن river چوب بر، توفال ساز