براز معنی انگلیسی dropping excrement wedge واژههای انگلیسی با این معنی faeces براز، مدفوع، ته نشست feces براز، مدفوع، ته نشست sidesplitting روده براز خنده، موجب تشنج پهلوها (در اثر خنده وغيره). ordure نجاست، براز، زباله excrement نجاست، براز، مدفوع rejectamenta فضولات، براز، مدفوعات dejecta مدفوع، مدفوعات، براز defecation پالايش، تصفيه، خروج براز scatological گفتار درسنگواره هاي سرگيني، سرگين شناسي، تشخيص بوسيله براز scatology گفتار درسنگواره هاي سرگيني، سرگين شناسي، تشخيص بوسيله براز