بسته شدن معنی انگلیسی bind close clot coagulate fly واژههای انگلیسی با این معنی shutt-down بسته شدن، تعطيل شدن، بستن set in بسته شدن (شير وغيره)، شروع کردن. lockout بسته شدن کارخانه بروي کارگران camera cycling rate نواخت باز و بسته شدن ديافراگم دوربين، دوره تناوب عکاسي debounce جلوگيري از محسوس بسته شدن هاي نادرست يا، جعلي يک کليد يا سوئيچ freeze يخ بستن، بسته شدن، منجمدشدن lock out تعطيل کارخانه، بسته شدن کارخانه clearing block قطعه بازدارنده، قطعه ممانعت از بسته شدن کولاس cam ring رينوي داخل پوسته موتور که توسط ميل لنگ، به چرخش درآمده و باز و بسته شدن سوپاپها، را کنترل ميکند botton تکمه، دکمه، بسته شدن clot دلمه، لخته خون، بسته شدن gelatinized دلمه، لخته خون، بسته شدن coagulate بستن، دلمه کردن، بسته شدن wink چشمک زدن، با چشم اشاره کردن، باز و بسته شدن palnut مهره نازکي معمولا از جنس فولاد پرس شده که، بمنظور افزايش ايمني و جلوگيري از شل، شدن مهره هاي معمولي روي آنها بسته ميشود clog پابند:چيزيکه مانع حرکت شود، مانع، مسدودکردن shut بستن، بر هم نهادن، جوش دادن accelerator winding سيم پيچي سري که در تنظيم کننده هاي ولتا، از نوع نوسان ساز با باز شدن دو سر پلاتين، ميدان مغناطيسي را به سرعت کاهش ميدهد و