بشقاب معنی انگلیسی coaster dish plate واژههای انگلیسی با این معنی plate بشقاب، دوري، ورقه dishful يک بشقاب copperplate بشقاب مسي، کليشه مسي، صفحه مسي. flatware بشقاب ودوري UFO بشقاب پرنده platelike بشقاب مانند. flying saucer بشقاب پرنده . dish out در بشقاب خوردن، در ظرف ريختن. plateful انچه در يک بشقاب جاي مي گيرد، يک بشقاب willowware بشقاب داراي نقاشي بيد و غيره براي، تزئيناطاق. plate rack جايي که بشقاب هامي گذارند خشک شود clatter صداي بشقاب وچيزهاي ديگري که بهم بخورد، پچ پچ ياشلوغ کردن brattle صداي بشقاب وچيزهاي ديگري که بهم بخورند، جغ جغ godroon اشکال محدب حاشيه بشقاب وظروف قديمي که براي، زينت ترسيم ميشود dish ظرف، بشقاب، دوري charger اسب جنگي، بشقاب بزرگ paten دوري، سيني، بشقاب pl مخفف:، جا، بشقاب dinnerware چينيآلات، ظرفهاي خوراکخوري، کاسه بشقاب Frisbee فريزبي، ديسک، بشقاب پرنده