بی بهره
معنی انگلیسی
destitute disadvantaged interest-free
واژههای انگلیسی با این معنی
- portionless بي بهره، بي نصيب، بي جهاز
- passive debt وام بي بهره
- deprive بي بهره کردن، محروم کردن، بازداشتن
- divest بي بهره کردن، محروم کردن، عاري کردن
- divestiture بي بهره سازي، تحريم، بي بهرگي
- deprival بي بهره سازي، بي نصيبي، محروميت
- deprivation بي بهره سازي، بي نصيبي، محروميت
- divestment بي بهره سازي
- deprivable بي بهره کردني، شايسته محروميت
- dispossession بي بهره سازي ازتصرف، تحريم، انتزاع
- disfranchise ازحقوق بوميان وشهرنشينان بي بهره کردن، ازحق راي محروم کردن
- outlaw کسيکه از حقوق و حفاظت قانوني بي بهره است، آدم متمرد، قانون شکن
- dispossess ازتصرف محروم کردن، بي بهره کردن، محروم کردن
- ouster اخراج، بي بهره سازي، محروم سازي
- deforce غضب کردن، بي بهره کردن
- dispossessor ازتصرف محروم کننده، بي بهره سازنده
- expropriate گرفتن، استملاک کردن، بي بهره کردن
- infatute نادان کردن، احمق کردن، از خرد بي بهره کردن
- passive مفعول، بي اراده، بردبار
- oust بيرون کردن، محروم کردن، از تصرف
- lowbred بيتربيت، پست، فرومايه .
- liquidity trap تله نقدينگي، تله نقدينگي کينز حالت خاصي است که تقاضا، براي پول (نقدينگي) کاملا باکشش ميشود و