بیرون انداختن
معنی انگلیسی
dump
واژههای انگلیسی با این معنی
- expel بيرون انداختن، منفصل کردن، بيرون دادن (يا اوردن)
- expulse بيرون انداختن، منفصل کردن، بيرون دادن (يا اوردن)
- eject بيرون انداختن، دفع کردن، بيرون کردن
- extrude بيرون انداختن، بيرون کردن
- throw out بيرون انداختن.
- derail ازخط بيرون انداختن
- ungear از دنده بيرون انداختن، بي دنده کردن
- excrete دفع کردن، بيرون انداختن
- protrude جلو بردن، پيش بردن، بيرون انداختن
- belch آروغ زدن، مانند آروغ بيرون آمدن، بشدت بيرون انداختن
- vomit قي کردن، برگرداندن، استفراغ کردن
- bounce بالاجستن، پس جستن، پريدن
- bouncily بالاجستن، پس جستن، پريدن
- bounciness بالاجستن، پس جستن، پريدن
- obtrude سرزده داخل شدن، مزاحم شدن، بدون حق
- antiquate کهنه کردن، برانداختن، منسوخ کردن
- antiquation کهنه کردن، برانداختن، منسوخ کردن
- loll لم دادن، لميدن، چيزي گذاشتن
- lollingly لم دادن، لميدن، چيزي گذاشتن
- extravasate ازمجراي طبيعي بيرون رفتن، ازمجراي خودبيرون انداختن