دیکشنری فارسی

تار

معنی انگلیسی

blur cloudy dim fiber fibre filmy fuzzy indistinct misty obscure strand string vague yarn

واژه‌های انگلیسی با این معنی

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن