تبعید معنی انگلیسی banishment Coventry exile expatriation proscription واژههای انگلیسی با این معنی relegation تبعيد، دور سازي، بر گماري بکار پست تر exile تبعيد، اخراج، غريب expatriation تبعيد، تبعيدشدگي، جلاي ميهن deportation تبعيد، نفي، جلاي ميهن banishment تبعيد، اخراج، تبعيد شدگي banished تبعيد شد، اخراج کرد proscribe تبعيد کردن، موقوف کردن، دست کشيدن از relegate تبعيد کردن، بجاي بدتر فرستادن، پرت کردن deportable قابل تبعيد.، مستلزم اخراج، مستحق اخراج banisher تبعيد کننده . deportee محکوم به تبعيد يا اخراج، تبعيد شده، اخراج شده . expotriate به کشور ديگري تبعيد کردن، تبعيد از وطن ostracize درتاريخ يونان باآراعمومي تبعيد کردن، ازحقوق احتماعي محروم کردن petalism تبعيد پنجساله بوسيله نوشتن نام تبعيد، شونده در روي برگ زيتون expellee افراد اخراجي از مملکت، اخراج شدگان يا تبعيد شدگان سياسي، تبعيدي transportation حمل ونقل، بارکشي، تبعيد transportable قابل حمل، بردني، قابل تبعيد renvoi احاله، برگرداندن، تبعيد شخص خارجي abandon ترك گفتن، واگذار كردن، تسليم شدن proscription ترک، دست کشي، نهي