تخته بندی معنی انگلیسی boarding paneling panelling واژههای انگلیسی با این معنی lathing تخته بندي، توفال کوبي plugboard تخته سيم بندي patchboard تخته سرهم بندي، تخته سيم بندي. splint تخته شکسته بندي، جبيره نازک ني، برآمدگي درساق پاي اسب panel formwork تخته قالب بندي بتن boiserie تخته بندي و قابکاري روي ديوار اتاق basic-type double-tier formwork قالب بندي بالارونده با تخته هاي مشابه putlock تير وتخته روي تخته بندي ساختمان که معماران، پا روي ان ميگذارند، کف چوب بست. staging چوب بست، تخته بندي، روي صحنه (نمايش) weather board تخته گذاري کردن، تخته بندي کردن، تخته سرازيري که دم دراطاق مي گذارند timberwork الوارسازي، الوارکاري، تخته بندي. planking الوار، چوب فروش، تخته پوشي spall شکافتن، قاش کردن، شکستن splintered شکافتن، قاش کردن، شکستن splintering شکافتن، قاش کردن، شکستن splinters شکافتن، قاش کردن، شکستن