تصویب کردن معنی انگلیسی adopt affirm approve authorize confirm enact pass ratify resolve sanction واژههای انگلیسی با این معنی approbate تصويب کردن، موافقت کردن (با)، ثابت کردن approve تصويب کردن، موافقت کردن (با)، ثابت کردن approvingly تصويب کردن، موافقت کردن (با)، ثابت کردن ratified تصويب کردن، تصديق کردن ratifies تصويب کردن، تصديق کردن ratify تصويب کردن، تصديق کردن homologate تصديق کردن، تصويب کردن، اعتراف کردن authorize اجازه دادن، اختيار دادن، تصويب کردن okay (ok) صحيح است، خوب، بسيار خوب sanction تصويب، تصديق، تجويز declaratory statute قانون اعلامي، قانون تاکيدي، قانوني است که محتوي مطلب جديدي نيست indorsation پشت نويسي کردن، امضا کردن، حواله کردن discourage دلسردکردن، بي جرات ساختن، سست کردن discouragingly دلسردکردن، بي جرات ساختن، سست کردن discountenance نپسنديدن، تصويب نکردن، بد دانستن disapprove بد دانستن، مذمت کردن، تصويب نکردن